قهرمان ميرزا عين السلطنه
1587
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نامهء نزهة الملوك نورچشمى نزهت الملوك كاغذى به خط خودش از روى مسودهء حميد السلطان نوشته بود . چون كاغذ اول او بود در اين روزنامه گذاشتم يادگار بماند . برهان الملك معلوم شد آدم پختهء با عقلى است . راضى نشد در اين آخر كار اسباب دردسر فراهم شود . من هم همين خيال را داشتم . كمكى كرد « قشلاقانهء » او را بخشيده قدرى هم فخر الممالك طلب داشت قرار شد بگذرند . ضبط انبار صمصام نظام پدر صمصام نظام درآمده . يعنى اين دهات او تمام محصولش تا الان در صحرا مانده . يك حبه برداشته نشده . تقريبا هشتصد خروار ضبط انبار او بوده . معلوم است سهم رعيت چقدر مىشود . كلمهاى بلند به اين رعيت نمىتواند حرف بزند . سردارى ترمهاى هم اصرار كرديم فخر الممالك به صمصام نظام خلعت داد . آنچه هم لازمهء سفارش و دستورالعمل بود داديم . تا اين احمق باز گول حرفهاى رشيد الدوله را بخورد يا آدم شود . اخبار طهران اخبار تازه كه حضرت و الا دستخط فرموده بودند آمدن وزير همايون است از كاشان به طهران ، و رفتن يا گفتگوى رفتن سپهسالار به دامغان براى معالجه يا فرار از رمضان يا عزل از شغل خطير سپهسالارى . صدق و كذب چون به حضرت و الا آقاى عماد السلطنه مرقوم نداشته بودند معلوم نيست . شاهنشين يكشنبه 29 شعبان - امروز سه ساعت و نيم به غروب مانده از مغانلو حركت كرديم . هوا ابر بود باران گرفت . تمام راه سربالا بود . شب را بايد در قريهء شاهنشين بمانيم . خيلى تند رفتيم . نيم ساعت از شب رفته وارد شديم . اين كوهستان تمام خاك گروس [ است ] و يك وجب زمين بدون زراعت نبود ، مگر همان جاده . زراعت گروس و خوبى گندم آن مشهور است و محتاج توصيف نيست . شاهنشين هم خاك گروس [ است ] ليكن ميان دويرن واقع است . مىگويند در قديم مسكن ييلاقى غضنفر شاه بوده و اين شاه موهوم قشلاق را قلعه جوق مىرفته . ملا عبد الحسين كه خوب او را مىشناسيم استقبال كرد .